در سال ۲۰۲۵، معدن و فلزات در صحنه شطرنج ژئوپلیتیک
شرکتها در سال ۲۰۲۵ در صحنهای شطرنجی با قوانین بهسرعت در حال تغییر فعالیت خواهند کرد.

ژئوپلیتیک که در سال ۲۰۲۴ بر احساسات بخش معدن و فلزات تسلط داشت، در سال ۲۰۲۵ بازارها را بیش از پیش تکهتکه خواهد کرد. برای درک چشمانداز بازار، وایت اند کیس نهمین نظرسنجی سالانه خود را از فعالان صنعت انجام داد. ژئوپلیتیک همچنان عامل غالب تأثیرگذار بر بخش معدن و فلزات است و از بازاری با «محرکهای» کلیدی به بازاری با تکهتکه شدن نامنظم تبدیل شده است.
نکات کلیدی ما
• تنها ۴ درصد از پاسخدهندگان معتقدند اقدامات حمایتی کنونی برای بخش معدن در کشورهای OECD برای حمایت از سرمایهگذاری کافی است.
• ۸۴ درصد از پاسخدهندگان نسبت به چشمانداز این بخش، با وجود تکهتکه شدن بازار و عرضه بیش از حد، تا حدی یا بسیار خوشبین هستند.
• ۷۵ درصد از پاسخدهندگان معتقدند سیاستهای تجاری و مواد معدنی حیاتی ایالات متحده و اتحادیه اروپا بیش از پیش از هم فاصله خواهند گرفت.
• ۶۷ درصد از پاسخدهندگان بر این باورند که برنامه سیاستی مورد انتظار ترامپ هزینهها را به دلیل تکهتکه شدن زنجیره تأمین افزایش خواهد داد یا به دلیل عدم قطعیت، سرمایهگذاری را کند خواهد کرد.
• ۲۵ درصد از پاسخدهندگان معتقدند معدنکاران برای تأمین مالی پروژهها به دولت، آژانسهای اعتباری صادراتی (ECA) یا مؤسسات مالی توسعه (DFI) وابسته خواهند بود، که تقریباً به اندازه ۲۸ درصدی است که انتظار دارند معدنکاران در میان نرخهای بهره بالاتر به بازارهای سرمایه سهام وابسته شوند.
سال گذشته شاهد تسلط ژئوپلیتیک بر بخشهای معدن و فلزات بود، در حالی که انتخابات متعدد در بازارهای توسعهیافته و نوظهور (EMs) منجر به تنبیه احزاب حاکم به دلیل تورم بالا و نارضایتی اجتماعی شد.
اگر سال ۲۰۲۴ رقابتی برای قفل کردن تأمین مالی، پروژهها یا مشارکتها پیش از نوسانات بود، در سال ۲۰۲۵ شرکتها در صحنهای شطرنجی با قوانین بهسرعت در حال تغییر فعالیت خواهند کرد. تشدید جنگهای تجاری، نظارت فزاینده بر ادغام و تملک (M&A) و سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI)، و عرضه بیش از حد بازار ناشی از رشد ضعیف تقاضا در چین و پاسخ عرضهای حامیان چینی، چالشهای اصلی هستند. اگرچه صندوق بینالمللی پول همچنان رشد تولید ناخالص داخلی جهانی ۳.۲ درصدی را برای سال ۲۰۲۵ پیشبینی میکند، اما کند شدن همزمان رشد در چین، ایالات متحده و اروپا، تقویت دلار و کاهش آهستهتر نرخهای بهره در آمریکا، و احتمال کاهش ارزش یوان، موانعی برای قیمت فلزات و ارزش داراییها ایجاد میکند.
بدون شگفتی، نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان تکهتکه شدن بازار ژئوپلیتیکی را بهعنوان محرک اصلی فعالیت بخش در سال ۲۰۲۵ ذکر کردند. در حالی که کربنزدایی، ESG (محیط زیست، اجتماع و حاکمیت) و مسائل مرتبط در فهرست اولویتها جایگاه پایینتری دارند، رقابت برای مواد معدنی انتقالی با پرسشهای پیچیدهتری جایگزین شده است: چگونه میتوان در بازارهایی با عرضه بیش از حد پایدار، فشارهای ضدتورمی از سوی چین، و تردید شرکتهای معدنی بزرگ برای گسترش برنامههای سرمایهگذاری در اکتشافات پایهای، به طور مؤثر عمل کرد؟ فلزات گرانبها استثنا هستند، جایی که احساس ریسک بالا، علاقه به طلا را افزایش داده و تقاضای فتوولتائیک خورشیدی پس از دورهای طولانی از کمبود سرمایهگذاری در عرضه، توجه بیشتری به نقره جلب کرده است.
۳۷ درصد از پاسخدهندگان تنوعبخشی به مواد معدنی حیاتی را محرک اصلی ادغام و تملک میدانند، در حالی که ۲۲ درصد به «تحکیم استراتژیک بزرگ» اشاره دارند، بهویژه در مورد مس با علاقه مداوم به شرکت آنگلو امریکن. با این حال، هزینههای بالای سرمایه، نظارت نظارتی افزایشیافته، و مداخلهگرایی رو به رشد در بازارهای نوظهور در بازاری تکهتکه، موانع بیشتری برای ادغام و تملک در سال ۲۰۲۵ ایجاد میکند. با وجود محیط قیمتی و شرایط مالی آسانتر، حجم معاملات ادغام و تملک در بخش در سال ۲۰۲۴ در پایینترین سطح ۱۵ سال گذشته باقی ماند.
انتظار برای بازار صعودی؟
ارتباط پساکرونایی بین رشد جهانی و فعالیت بخش معدن و فلزات در طول سال ۲۰۲۴ تحول یافت. پیامدهای پاسخ عرضهای در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ محیط کسبوکاری «دوسرعته» ایجاد کرده است. حامیان و شرکای چینی سرمایهگذاریهای سمت عرضه را در معادن، ذوب، پالایش و تولید حفظ کردهاند، که با سهم غالب چین در تقاضای نهایی تقویت شده است. رقبای غربی برای اجرای سرمایهگذاریهای بزرگ بدون حمایتهای تجاری و اقدامات محافظتی برای حفظ بازدهها با دشواریهای بیشتری مواجه هستند.
نگرانیهای مربوط به عرضه در سالهای اخیر با عرضه قوی، زودهنگام به نظر میرسد. عرضه بیش از حد نیکل از اندونزی چنان شدید بوده که گروهی از معدنکاران غربی ایده رژیم قیمتگذاری دوگانه با استفاده از پاداشهای سبز یا مکانیزمهای دیگر را مطرح کردهاند. عرضه بیش از حد لیتیوم تولیدکنندگان لپیدولیت چین را وادار به کاهش تولید کرده است. حتی مس—که همچنان فلز پایه مورد علاقه بازارهای صعودی است—رالیهای قیمتی را تجربه کرد که بیشتر ناشی از ویژگیهای خاص بازار بود تا کمبودهای چشمگیر. طلا از نوسانات بالا بهعنوان پوششی برای سرمایهگذاران سود برده است. اکثر فلزات اصلی در سال ۲۰۲۴ یا بهصورت افقی معامله شدند یا کاهش قیمت داشتند.
جغرافیای رشد تقاضا
جغرافیای رشد تقاضا چشمانداز را پیچیدهتر میکند. در حالی که رشد تقاضای خودروهای برقی در اروپا و ایالات متحده کند شده، بیش از نیمی از خودروهای جدید فروختهشده در چین خودروهای هیبریدی پلاگین یا کاملاً برقی هستند. طبق گزارش S&P Global Commodity Insights، چین از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ بیش از ۷۵ درصد رشد تقاضای مس را به خود اختصاص داده بود، اما در سال ۲۰۲۵، سرمایهگذاریهای شتابان در انرژیهای تجدیدپذیر در کشورهای OECD، ساخت مراکز داده و برقیسازی احتمالاً رشد تقاضای حاشیهای را به خارج از چین منتقل خواهد کرد.
محیط قیمتی پایین مانع از جذب سرمایه نهادی غیرتخصصی به این بخش میشود. بازدهها بهطور فزایندهای توسط سیاست و خطمشی تعیین میشوند. چشماندازهای متفاوت رشد و سیاست پولی بین ایالات متحده، اروپا و ژاپن به تغییر محیط عملیاتی اشاره دارند. برنامه تجاری دولت ترامپ احتمالاً شرکتکنندگان بازار را وادار میکند تا در مورد محل جمعآوری سرمایه، نحوه تخصیص آن بر اساس حوزه قضایی، و چگونگی حفظ دسترسی ترجیحی به بازار ایالات متحده که در آستانه اعمال تعرفههای جهانی بر تمام واردات کالاهای استراتژیک است، مگر در صورت انعقاد توافق دوجانبه، بازنگری کنند.
تنگناها در میان فراوانی
نگرانیها در مورد اختلالات زنجیره تأمین به دلیل «عادیسازی» پساکرونا و سازگاری با شوکهای تحریمها و اختلالات حملونقل در دریای سرخ و کانال پاناما تا حدی کاهش یافته است. تعرفههای فزاینده ایالات متحده، کنترلهای صادراتی و حذفهای تجاری—دولت بایدن، وزارت بازرگانی ایالات متحده و نماینده تجاری ایالات متحده در بهار گذشته راه را برای ممنوعیت کامل خودروهای برقی و قطعات چینی باز کردند—مقامات چینی را به افزایش کنترلهای صادراتی بر عناصر نادر خاکی (REEs) و ورودیهای حیاتی برای نیمهرساناها و سختافزار نظامی واداشته است. در حالی که صادرات گالیم و ژرمنیوم چین به ایالات متحده متوقف شده، عرضه همچنان با قیمت بالاتر به کاربران نهایی آمریکایی میرسد. اما شرکتهای آمریکایی وابسته به فناوری پاک یا ورودیهای فلزی چین در سال ۲۰۲۵ با وجود عرضه بیش از حد بازار، با ریسکهای افزایشیافته اختلالات مواجه هستند.
با توجه به تشدید مورد انتظار تنشهای ایالات متحده و چین، اختلالات زنجیره تأمین همچنان برای برنامهریزی شرکتی اهمیت زیادی دارند. اینها دیگر همان تنگناهای عرضهای نیستند که قبلاً بازارها درباره ایجاد کمبود هشدار میدادند، بلکه تغییراتی در جریانهای تجاری هستند که اقتصاد پروژهها را تضعیف میکنند. با تشویق قیمتهای پایینتر به تحکیم، اپراتورهای یکپارچه عمودی با تقاضای نهایی تضمینشده و مقیاسپذیر، مزیتهای قابلتوجهی در تخصیص سرمایه با قیمتهای پایینتر دارند. این شکاف در بازارهای مس، جایی که معدنکاران غربی مرتباً قیمتهای ۱۲,۰۰۰ دلار به ازای هر تن یا بالاتر را برای توجیه سرمایهگذاری ذکر میکنند، در حالی که شرکتهای بزرگ مس چین همچنان در سطوح قیمتی کنونی به عرضه سرمایهگذاری میکنند، آشکارتر است.
بدون شگفتی، پاسخدهندگان انتظار دارند فلزات پایه و مواد معدنی انتقالی—که پس از سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ با بزرگترین عرضه بیش از حد مواجه هستند—در سال آینده با بیشترین فشارهای تحکیم مواجه شوند. پیشنهاد ناموفق BHP برای خرید آنگلو امریکن و داراییهای مس آن در آوریل گذشته، گمانهزنیهایی درباره ادغام و تملک «بزرگ» بهعنوان محرک ادغام ایجاد کرد، دیدگاهی که ۲۲ درصد از پاسخدهندگان از آن حمایت کردند. بازیگران صرفاً متمرکز بر مس اغلب شاهد عملکرد سهام خود بهتر از شاخصهای بازار در ۱۲ ماه گذشته بودهاند. اما فعالیت ادغام و تملک هنوز رونق نگرفته است. نظارت نظارتی به دلایل امنیت ملی و ملیگرایی منابع در حال افزایش که به دنبال حفظ سودهای بیشتر و مراحل تولید با ارزش افزوده در کشورهای صادرکننده مواد معدنی است، بهعنوان بزرگترین موانع برای ادغام و تملک دیده میشود. هزینههای سرمایه همچنان بر فعالیتهای بازار سرمایه و تملکها فشار میآورد، زیرا نرخهای بهره نسبت به سطوح ۲۰۲۱-۲۰۲۲ بالا باقی مانده است، اما سال پیشرو بسته به کاهش نرخهای بهره در اروپا و آمریکای شمالی، تفاوتهایی را نشان میدهد. ۷۸ درصد از پاسخدهندگان انتظار دارند که در سال آینده بین ایالات متحده و اروپا در استفاده از تعرفهها، اعتبارات مالیاتی و کمکهای دولتی که برای سرمایهگذاران تخصیصدهنده سرمایه به این بخش حیاتی است، تفاوت بیشتری ایجاد شود.
خرید در افت قیمت
قیمتهای پایینتر فلزات، ارزشگذاریهای پایینتر سهام و فرصتهای ایجادشده توسط تکهتکه شدن بازار، زمان ایدهآلی برای سرمایهگذاران برای چرخش سرمایه به این بخش ایجاد میکند. بیش از دوسوم پاسخدهندگان گزارش دادند که نسبت به ۱۲ ماه پیش، احتمال بیشتری دارد که سرمایهگذاری در بخش معدن و فلزات را توصیه کنند. عدم قطعیت در مورد رویکرد دولت ترامپ به قانون کاهش تورم (IRA) و حمایتهای نظارتی که پذیرش خودروهای برقی را تشویق میکند، ریسکهایی برای تولیدکنندگان فلزات باتری که بازار ایالات متحده را هدف قرار دادهاند، ایجاد میکند. کاهش تقاضای خودروهای برقی در اروپا و چرخش به مشارکت با تولیدکنندگان باتری چینی، عدم قطعیتهای مشابهی را در میان تولیدکنندگان تجهیزات اصلی (OEMs) نشان میدهد.
با وجود این، برنامه تجاری ترامپ بر حمایتهای سیاستی موجود برای فتوولتائیکهای خورشیدی، که اکنون ۱۵ درصد از تقاضای نقره را تشکیل میدهند و طبق پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۳۰ درصد خواهد رسید، تکیه دارد. نقره در پایان سال ۲۰۲۴ با قیمتهایی در بالاترین سطح پس از سال ۲۰۱۲ معامله شد. به طور کلی، تکهتکه شدن بازار بر رژیمهای قیمتگذاری تأثیر میگذارد، زیرا تعرفهها و مداخلات تجاری کفهای قیمتی جدیدی را در بازارهای ملی ایجاد میکنند. بهطور جالب، ۳۶ درصد از پاسخدهندگان تأمین مالی با حمایت دولت برای پروژههای بالادستی را محتملترین مداخله در سال ۲۰۲۵ میدانند.
تجارت مکانها
طرحهای تنوعبخشی عربستان سعودی و امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ به سرمایهگذاری مستقیم خارجی در این بخش ادامه خواهد داد.
مذاکره مجدد احتمالی توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (USMCA) و توافقنامههای تجارت و تعرفه فلزات دوجانبه طبق متن قانون کاهش تورم، احتمالاً تلاشهای تجاری چندجانبه جایگزین را برای محافظت در برابر نوسانات سیاسی در ایالات متحده تسریع خواهد کرد. در ۶ دسامبر، اتحادیه اروپا و مرکوسور پس از ۲۵ سال مذاکره سرانجام به توافق تجاری رسیدند که اکنون در انتظار تصویب است و با انتخاب مجدد ترامپ تحرک بیشتری یافته است. در صورت تصویب، این توافق سرمایهگذاری اروپا در پروژههای لیتیوم و سایر مواد معدنی حیاتی در آرژانتین و برزیل را تسهیل خواهد کرد. اندونزی، محرک اصلی عرضه جهانی نیکل از سال ۲۰۱۹، در حال پیشرفت برای پیوستن به مشارکت ترنس-پاسیفیک و درگیر مذاکرات تجاری با اتحادیه اروپا است. ۲۲ درصد از پاسخدهندگان سیاست ایالات متحده را دلیل اصلی افزایش مذاکرات تجاری چندجانبه میدانند.
با وجود علاقه سیاسی قابلتوجه و پتانسیل صعودی برای فناوری پاک، مواد معدنی حیاتی و تقاضای فلزات در کشورهای OECD، تمرکز بر مداخلات سمت تقاضا خطر افزایش تقاضا بدون رسیدگی کافی به نیازهای عرضه را به همراه دارد. در همین حال، بازارهایی که در منحنی پذیرش فناوریهای مختلف عقبتر هستند، کمتر در مشارکت با حامیان چینی و صدور مجوز برای مالکیت معنوی چین محدود شدهاند، که شکاف بازارها بین ایالات متحده و نزدیکترین شرکای آن، و چین و جنوب جهانی را عمیقتر میکند. اروپا، با منابع محدود و وابستگی زیاد به تجارت، در میانه این شکاف گرفتار شده است.
انباشت ذخایر به بخشی از ابزار مداخله سیاستی در بازارهای OECD تبدیل شده است، که با خریدهای دولتی کره جنوبی از هیدروکسید لیتیوم و کربنات برای تأمین تولیدکنندگان داخلی هدایت میشود. علاقه دوحزبی رو به رشد در کنگره ایالات متحده در مورد ایجاد ذخایر ملی مواد معدنی حیاتی ممکن است راه را هموار کند. در صورت تصویب لایحهای در کنگره جدید، انباشت سنگهای معدنی میتواند معیاری نقدشوندهتر برای قراردادهای آتی فراهم کند که توسط بازار ایالات متحده هدایت میشود و رشد قویتری نسبت به دیگر اقتصادهای بزرگ دارد. سایر بازارهای OECD، بهویژه اروپا، ممکن است از این سیاستها الگو بگیرند و نسخههای خود را اتخاذ کنند.
جریانهای سرمایه و معاملات احتمالاً در سال ۲۰۲۵ حتی بیشتر (ژئو)سیاسی خواهند شد، زیرا تولیدکنندگان تجهیزات اصلی کرهای، ژاپنی و اروپایی ایمنی سرمایهگذاری مداوم در ایالات متحده و ریسکهای برونمرزی ناشی از سیاست ایالات متحده را ارزیابی میکنند. در صورت افزایش شکاف بین نرخهای بهره ایالات متحده و اروپا، آژانسهای اعتباری صادراتی و وامدهندگان مالی توسعه اروپا ممکن است نرخهای بهتری برای پروژههای معدنی، فرآوری و پالایش در آفریقای جنوب صحرا و آمریکای لاتین ارائه دهند، در حالی که همتایان آمریکایی آنها رویکردی بهطور فزایندهای معاملهمحور اتخاذ میکنند.
پاسخدهندگان ایالات متحده را بهعنوان «برنده» بزرگتر برای جریانهای سرمایهگذاری ناشی از تشدید حمایتهای تجاری شناسایی میکنند، که به احتمال زیاد به نفع فلزات گرانبها، مس، لیتیوم و پروژههای غیرمتعارف تولید عناصر نادر خاکی به هزینه سرمایهگذاریهایی است که در غیر این صورت به حوزههای سنتیتر در آمریکای لاتین و سایر بازارهای نوظهور میرفت.
خاورمیانه، به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی، استثنای قابلتوجهی در محیطی است که سیاست ایالات متحده بر جریانهای سرمایهگذاری در جاهای دیگر تأثیر میگذارد. مانارا مینرالز، یک سرمایهگذاری مشترک بین معدن و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان، سال گذشته به منبع مالی بزرگی تبدیل شد و ۱۰ درصد از سهام واله بیس متالز را به مبلغ ۲.۵ میلیارد دلار خریداری کرد و به دنبال فرصتهای دیگری است. بهطور موازی، عربستان سعودی صدور مجوزهای اکتشاف را گسترش داده تا سهم بیشتری از زنجیرههای ارزش فلزات را برای حمایت از تنوع اقتصادی و صنعتیسازی کشور در فناوری پاک به دست آورد. در سال ۲۰۲۴، امارات متحده عربی به بزرگترین سرمایهگذار آفریقا تبدیل شد و شامل مجموعهای از معاملات در فضای معدنی مانند خرید ۵۱ درصد سهام معادن مس موپانی زامبیا و علاقه به پروژههای سنگ آهن در آنگولا، تولید نیکل در بوروندی و فلزات حیاتی و نادر در تانزانیا و کنیا بود. طرحهای تنوعبخشی عربستان سعودی و امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ به سرمایهگذاری مستقیم خارجی در این بخش ادامه خواهد داد.
پیامدهای سیاسی باقیمانده از موج ضدحاکم و ضدتورمی دیدهشده در سالهای ۲۰۲۳-۲۰۲۴ و واکنشها به تغییرات دولت برای حوزههای غنی از مواد معدنی در سال جاری اهمیت خواهد داشت. مداخلات دولتی در بازارهای نوظهور در فضای سیاسی کنونی پرمخاطرهتر شده و شامل گروگانگیری مدیران بهعنوان تاکتیکی مذاکراتی برای حفظ سودهای بیشتر یا کنترل بر داراییها گسترش یافته است. انتخابات در کانادا و استرالیا بر مسیر روابط با ایالات متحده و حفظ، گسترش یا کاهش حمایتهای سیاستی موجود برای معادنی که دسترسی به بازار ایالات متحده از طریق توافقنامه تجارت آزاد دارند و زمانهای توسعه بهطور قابلتوجهی کوتاهتر از همتایان آمریکایی خود دارند، تأثیرگذار خواهد بود.
بازگشت ESG به مجوز اجتماعی برای فعالیت
کنارهگیری سرمایهگذاران و بازارهای سرمایه از دستهبندیهای ESG تأثیر کمی بر واقعیتهای روزمره عملیات معدن و فلزات داشته است. همانطور که یکی از پاسخدهندگان بیان کرد، «کربنزدایی، هرچند مهم، در مقایسه با سایر ابتکارات مجوز اجتماعی در رتبه پایینتری قرار دارد»، و ESG را به «ریشههای» خود متمرکز بر حاکمیت، نیازهای اجتماعی و روابط با دولتهای میزبان بازمیگرداند. ۷۳ درصد از پاسخدهندگان معتقدند که عقبنشینی بهاصطلاح از ESG احتمالاً هماهنگی استانداردها را تشویق میکند یا هیچ تأثیری ندارد. این شیوهها اکنون بهصورت عملیاتی جاافتادهاند، که با گسترش ریسکهای诉讼 معدنکاران به هر حوزه قضایی که در آن فهرست شدهاند و الزامات انطباق ناشی از دستورالعمل گزارش پایداری شرکتی اتحادیه اروپا (CSRD) تقویت شده است. در آینده، عمق «شوک عرضه چین» به شرکتهای معدنی و فلزی غربی و تولیدکنندگان، مبنای ژئوپلیتیکی برای پاداشها و ساختارهای قیمتگذاری که بهطور سنتی با اهداف کاهش انتشار گازهای گلخانهای مرتبط بودهاند، ایجاد میکند.
در حال حاضر، تنها مصرفکنندگان اروپایی تمایل قابلتوجهی به پرداخت «پاداشهای سبز» برای فلزات با کربن کمتر، عمدتاً فولاد و آلومینیوم، نشان دادهاند. هیچ مکانیزمی برای سایر محصولات فلزی میانی یا تصفیهشده بازار فعالی ندارد. اما سرعت نسبی گسترش عرضه به رهبری حامیان چینی، معدنکاران استرالیایی، کانادایی و دیگران را در موضع ضعف قرار داده است. با توجه به وابستگی شدید تشکیل قیمت به بازارهای نقدی در چین، بانکپذیری پروژههای غربی در میان عرضه بیش از حد از معیارهای جدیدی که نه تنها پاداشهایی ارائه میدهند و به پروژههای بالاتر در منحنی هزینه کمک میکنند، بلکه معیارهای شفافی برای قراردادهای آتی در بازارهای نسبتاً غیرنقدشونده مانند لیتیوم فراهم میکنند، بهطور قابلتوجهی سود خواهد برد.
معدنکاران کوچک وابسته به تأمین مالی خرید تضمینی بیشترین سود را از نوآوریهای قیمتگذاری که پاداشها و نقدینگی قراردادهای آتی را فراهم میکنند، خواهند برد. بیش از نیمی از پاسخدهندگان ما برنامههای سرمایهگذاری خود را در صورت وجود پاداشهای سبز و حمایتهای دولتی مرتبط تغییر میدادند. محیط نرخ بهره بالاتر از انتظار، جمعآوری سرمایه بیشتری را در بازارهای سهام هدایت خواهد کرد، که ریسکهای قابلتوجهی برای کسبوکارهایی که در دوره «یتیم» سرمایهبر برای رساندن یک دارایی به تولید حرکت میکنند، ایجاد میکند. عرضه بیش از حد بازار و تفاوتهای قیمتی احتمالی ناشی از ESG یا سایر استانداردها که اهداف ژئوپلیتیکی صریح را پنهان میکنند، ارزشگذاری پروژهها را پیچیده میکند و پاداشها یا تخفیفهایی برای داراییها بر اساس اپراتورها، حوزه قضایی، دسترسی به بازار توافقنامه تجارت آزاد و واجد شرایط بودن حامیان برای انواع مختلف حمایت ایجاد میکند.
شرکتهای معدن و فلزات همچنین بخشی از رونق هوش مصنوعی هستند و آن را در برنامهریزی معدن، بهینهسازی ذوب و پالایش، ایمنی و فناوریهای اکتشاف ادغام میکنند. فناوری در قلب برنامههای سرمایهگذاری معدنکاران برای مجوز اجتماعی برای فعالیت قرار دارد. ۷۶ درصد از پاسخدهندگان به نوعی از استقرار فناوری، سرمایهگذاری و کسب مالکیت معنوی بهعنوان مؤثرترین پاسخها به فشارهای کربنزدایی اشاره میکنند. بهبود بهرهوری برای معدنکارانی که انضباط سرمایهای را تمرین میکنند و سود سهام را در قیمتها و تعادلهای بازار حفظ میکنند، حیاتی خواهد بود، اما پتانسیل افزایش عرضه از عملیات موجود و بهبود بازده در گسترشهای قهوهای یا پروژههای سبز به پر کردن شکافهای عرضه مورد انتظار برای مس و سایر فلزات که پیشبینی میشود در میانمدت با کمبود مواجه شوند، کمک خواهد کرد.
پتانسیل هوش مصنوعی برای تحقق دستاوردهای عملیاتی برای تولید و کاهش حوادث و سایر ریسکها، پیچیدگی دیگری به مدیریت عرضه بیش از حد بازار اضافه میکند. یکی از پاسخدهندگان خاطرنشان میکند که معدنکاران تملکهای فناوری سرمایهگذاری خطرپذیر بیشتری انجام خواهند داد زیرا «معاملات سرمایهگذاری خطرپذیر برای تأمین دسترسی به فناوریهای مخل مورد استفاده در پروژههای سبز حیاتی هستند.» اکثریت پاسخدهندگان میبینند که معدنکاران بیشتر در فضای فناوری سرمایهگذاری میکنند، هرچند هزینههای سرمایهای آنها از پایهای پایین رشد خواهد کرد.
با تکهتکه شدن بازارها، فعالان بخش با واقعیت جدیدی مواجه هستند: هیچ «بازار» واحد، کشور یا روند یکپارچهای فعالیت را هدایت نمیکند. شرکتها و سرمایهگذاران بخش با عوامل متضاد و پراکنده روبرو هستند. بر این اساس برنامهریزی کنید.
این مقاله از گزارش وایت اند کیس اقتباس شده است و برای اطلاعات عمومی تهیه شده است. این مقاله جامع نیست و نباید بهعنوان مشاوره حقوقی تلقی شود.



