
معدن لاین
مس طلای جدید دنیا
فلزاتی مانند مس، نیکل و لیتیوم که زمانی صرفاً کالاهای اساسی صنعتی محسوب میشدند، به منابع حیاتی برای فناوریهایی تبدیل شدهاند که هم گذار انرژی جهانی و هم تحول دیجیتال را هدایت میکنند.
مس، به ویژه، قهرمان گمنام انقلابهای دیجیتال و انرژی است. این فلز همه چیز را از هوش مصنوعی (AI) و برقرسانی گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر و مراکز داده که انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ تقریباً دو برابر شوند، تغذیه میکند. خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی، تراشههای نیمههادی و سیستمهای ذخیره انرژی، همگی به آن وابسته هستند و مس را به پایه و اساس نوآوری صنعتی تبدیل میکنند.
اما واقعیت این است: تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۵۰ دو برابر خواهد شد و عرضه آن در حال حاضر تحت فشار است. مس طلای جدید است، اما برخلاف طلا، ما نمیتوانیم آن را انبار کنیم.
به طور کلی، طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، انتظار میرود تقاضای پیشبینیشده برای مواد معدنی حیاتی تا سال ۲۰۵۰ تقریباً ۵۰۰ درصد افزایش یابد. چشمانداز جهانی مواد معدنی حیاتی IEA در سال ۲۰۲۵ گزارش میدهد که در سال ۲۰۲۴، تقاضا برای لیتیوم تقریباً ۳۰ درصد و برای نیکل، کبالت، گرافیت و عناصر خاکی کمیاب ۶ تا ۸ درصد افزایش یافته است. بخش انرژی ۸۵ درصد از کل رشد تقاضا برای این فلزات باتری را در همین دوره به خود اختصاص داده است، که بر نیاز فوری به تأمین پایدار این مواد معدنی در عین کاهش خطرات زیستمحیطی و اجتماعی تأکید میکند. بدون اقدام فوری، کمبود مس میتواند گذارهایی را که برای رشد اقتصادی، نوآوری دیجیتال و تابآوری اقلیمی به آنها متکی هستیم، از مسیر خود خارج کند. پاسخ نه تنها در استخراج، بلکه در نوآوری و چرخهای بودن نهفته است.
کاهش ضایعات، استفاده مجدد از مواد و بازیافت منابع مهمترین برنامههای دنیا
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی بخش معدن، ایجاد تعادل بین افزایش تقاضا و پایداری است. عملیات معدنکاری تا ۷ درصد از انتشار جهانی دیاکسید کربن را به خود اختصاص میدهند و انتشار گازهای گلخانهای در محدوده ۳، بیشترین سهم ردپای کربن را به خود اختصاص میدهد. پرداختن به این موضوع نیازمند اتخاذ اصولی است که بر کاهش ضایعات، استفاده مجدد از مواد و بازیافت منابع متمرکز باشند تا وابستگی به استخراج اولیه مواد معدنی به حداقل برسد.
با این حال، طبق گزارش شکاف چرخهای جهانی ۲۰۲۴، استفاده جهانی از مواد ثانویه از ۹.۱ درصد در سال ۲۰۱۸ به ۷.۲ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است، حتی با وجود افزایش مصرف مواد. معکوس کردن این روند با طراحی برای استفاده مجدد برای کاهش کمبود منابع جهانی و کاهش نیاز و تأثیر زیستمحیطی معدنکاری در میانمدت و بلندمدت ضروری است.
چشمانداز مواد معدنی حیاتی
تنها در عرض دو سال، بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، هم خروجی انرژی خورشیدی و هم ظرفیت ذخیرهسازی باتری بیش از دو برابر شد، و فناوری بادی و خودروهای برقی نیز فاصله چندانی با آن ندارند (IEA). اگرچه این رشد چالشهایی را ایجاد میکند، اما فرصتهای قابل توجهی را نیز برای پیشرفت و بهکارگیری شیوههای پایدار با تولیدکنندگان تجهیزات اصلی (OEM) و تولیدکنندگان تجهیزات فراهم میکند. روندهای نوظهور، مانند بازیابی منابع و بهرهوری مواد از طریق طراحی، راه را برای پیشرفت مورد نیاز هموار میکنند. نوآوریهای بیشتر در این حوزه به طور طبیعی در حال وقوع است، زیرا جریان مواد – که ارزش بازیافت دارند – همواره در حال افزایش است. به عنوان مثال، فقط باید به افزایش بازیافت توربینهای بادی، سلولهای خورشیدی و باتریها توجه کنیم.
برای مثال، استراتژیهای اقتصاد چرخشی در این مناطق، پتانسیل کاهش تقاضای مواد معدنی اولیه را تا سال ۲۰۵۰ به میزان ۳۰ تا ۵۰ درصد دارند (منبع: مجمع جهانی اقتصاد)، که منجر به ایجاد ارزش اقتصادی در عین حفظ منابع ارزشمند میشود. با این حال، برای نوآوران، دسترسی به سرمایه ESG، تنشهای ژئوپلیتیکی، نوسانات قیمت و تنگناهای زنجیره تأمین همچنان موانعی هستند. برای ایجاد چنین مدلهای کسبوکار چرخشی سالمی، باید به این موارد پرداخته شود.
نوآوریها در فناوریهای دیجیتال نیز در حال تغییر بخش معدن هستند و راهحلهایی را ارائه میدهند که عملیات را بهینه کرده و پایداری را بهبود میبخشند. ابزارهای پیشرفتهای مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی (ML)، دوقلوهای دیجیتال و محاسبات کوانتومی، شناسایی بهتر ذخایر معدنی و برنامهریزی سادهتر را امکانپذیر میکنند. فناوری بلاکچین شفافیت زنجیره تأمین را افزایش میدهد و مواد با منابع مسئولانه را برای کاربرد در فناوریهای سبز، خطی یا چرخشی، ردیابی میکند.
ضرورت اقدام برای شیوههای پایدار
مواد معدنی حیاتی فقط کالا نیستند؛ بلکه داراییهای استراتژیکی هستند که برای شکلدهی به آینده انرژی، فناوری و ثبات اقتصادی حیاتی هستند. در جهانی که به طور فزایندهای با کمبود منابع و چالشهای زیستمحیطی تعریف میشود، ادغام پایداری در هر حلقه از زنجیره تأمین دیگر اختیاری نیست؛ بلکه یک ضرورت است.
سازمانها باید همین حالا برای تغییر عملیات خود اقدام کنند و شیوههایی را اتخاذ کنند که بهرهوری منابع را برای بالاترین سطح کاربرد، چرخهای بودن و همکاری در اولویت قرار دهد. دولتها و صنایع باید سیاستها و بودجه را با نوآوری هدفمند همسو کنند و دسترسی به مواد معدنی حیاتی را بدون به خطر انداختن استانداردهای زیستمحیطی یا اجتماعی تضمین کنند.
با افزایش تقاضا برای این مواد، نیاز به همکاری و آموزش اکوسیستم گستردهتر شما ضروریتر میشود. شرکتهایی که در تحول زنجیره تأمین پایدار پیشرو هستند، در بهترین موقعیت برای عبور از چالشهای پیش رو قرار خواهند گرفت و انعطافپذیری و رقابتپذیری بلندمدت در بازار جهانی را تضمین میکنند. 



