بهرهوری؛ تنها راه بقا و رشد ۱۳ درصدی بخش معدن و صنایع معدنی ایران در برنامه هفتم
ایران در خطر سقوط از رتبه چهاردهم به زیر رتبه سیام جهان در ارزش افزوده معدنی است
معدن لاین،
محمدمسعود سمیعینژاد، رئیس هیات عامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو)،۲۷آبان در مراسمی که با حضور مدیران ارشد شرکتهای بزرگ فولادی، مس، آلومینیوم، سرب و روی و سنگآهن برگزار شد، هشدار صریحی داد: «اگر میخواهیم به رشد ۱۳ درصدی مندرج در برنامه هفتم توسعه در بخش معدن و صنایع معدنی برسیم، دیگر هیچ راهی جز ارتقای اساسی بهرهوری وجود ندارد.»
وی با اشاره به اینکه انرژی ارزان دیگر مزیت رقابتی ایران نیست و هزینههای انرژی و تولید تقریباً برابر شدهاند، شش مانع اصلی و راهکارهای عملیاتی را به تفصیل تشریح کرد که در ادامه به صورت تحلیلی و با اولویتبندی ارائه میشود:
۱. فرسودگی شدید ناوگان و تجهیزات؛ بزرگترین قاتل بهرهوری
بخش قابل توجهی از معادن و کارخانههای ایران هنوز با ماشینآلات خریداریشده در دهههای ۷۰ و ۸۰ شمسی فعالیت میکنند. نتیجه این وضعیت:
- توقفهای مکرر (downtime) تا ۳۵ درصد بالاتر از میانگین جهانی
- مصرف انرژی ۲۰ تا ۴۰ درصد بیشتر
- هزینه نگهداری سالانهای که گاهی از ارزش روز ماشینآلات فراتر میرود
راهکار عملی برای مدیریت این وضعیت ایجاد صندوق ویژه نوسازی ماشینآلات معدنی با مشارکت بانکها و تأمین مالی خارجی (فاینانس) با نرخ ترجیحی، معافیت ۱۰ ساله گمرکی برای واردات ماشینآلات پیشرفته حفاری و حملونقل، و الزام شرکتهای بزرگ به تخصیص حداقل ۳ درصد از سود عملیاتی سالانه به نوسازی ناوگان تا پایان برنامه هفتم است.
۲. هدررفت عظیم انرژی و ضعف در بازیافت حرارت
صنایع فلزی ایران بزرگترین مصرفکنندگان برق و گاز کشور هستند، اما نرخ بازیافت انرژی حرارتی در کورههای قوس الکتریکی، مبدلهای LD و پیشگرمکنها بهطور متوسط زیر ۳۰ درصد است (در حالی که در اروپا و ژاپن بالای ۷۵ درصد است).
الزام قانونی نصب سیستمهای WHRS (Waste Heat Recovery System) در تمام واحدهای جدید و بازسازیشده تا سال ۱۴۰۷، پرداخت یارانه ۵۰ درصدی برای پروژههای بازیافت حرارت، و رتبهبندی سبز شرکتها بر اساس میزان بازیافت انرژی میتوانند این وضع را مدیریت کنند.
۳. ضعف فاحش در اکتشاف دادهمحور و پیشرفته
بیش از ۷۰ درصد فعالیتهای اکتشافی ایران همچنان به روشهای سنتی و بدون استفاده از ژئوفیزیک هوایی، سنجش از دور و هوش مصنوعی انجام میشود. نتیجه: تولید باطله بسیار بالا (گاهی تا ۱۰ برابر عیار جهانی) و بازیابی پایین در کارخانههای فرآوری.
برای مقابله با این وضعیت لازم است با راهاندازی مرکز ملی دادههای اکتشافی با مشارکت سازمان زمینشناسی و شرکتهای بزرگ، اجبار استفاده از مدلسازی سهبعدی و هوش مصنوعی در تمام پهنههای امیدبخش تا پایان سال ۱۴۰۶ و تخصیص حداقل ۱ درصد از بودجه اکتشاف شرکتها به روشهای نوین این نقطه ضعف را مرتفع کنیم.
۴. کمبود شدید نیروی انسانی متخصص و مهاجرت نخبگان
طرحهای توسعهای عظیم (مانند ۲۰ میلیون تن جدید فولاد تا ۱۴۱۰) با کمبود بیش از ۴۵ هزار نفر نیروی متخصص مواجه هستند. همزمان، نرخ مهاجرت مهندسان معدن و متالورژی در پنج سال اخیر بیش از ۳۰۰ درصد رشد داشته است.
ایجاد «آکادمی تخصصی معدن و صنایع معدنی» با مشارکت دانشگاههای تهران، صنعتی شریف و امیرکبیر، پرداخت حقوق رقابتی (حداقل ۸۰ درصد حقوق کشورهای حاشیه خلیج فارس)، و برنامه بازگشت نخبگان با قراردادهای بلندمدت و سهامداری در پروژهها میتوانند راهکارهای خوبی باشند.
۵. نگاه هزینهای به تحقیق و توسعه (R&D)
ایران کمترین نسبت سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه به تولید ناخالص معدنی را در میان ۲۰ کشور بزرگ معدنی دارد (کمتر از ۰.۳ درصد در مقابل میانگین جهانی ۲.۵ درصد). بسیاری از مدیران هنوز R&D را «هزینه» میدانند نه سرمایهگذاری.
الزام قانونی شرکتهای بورسی و بزرگ به تخصیص حداقل ۱ درصد از فروش سالانه به تحقیق و توسعه تا سال ۱۴۰۷ (مشابه قانون کره جنوبی)، ایجاد کنسرسیومهای مشترک R&D بین شرکتهای فولادی و مسی، و معافیت مالیاتی ۱۰۰ درصدی برای هزینههای تحقیقاتی راهحلهای این امر میتوانند باشند.
۶. فقدان یکپارچگی دیجیتال در زنجیره ارزش
بیش از ۶۵ درصد واحدهای معدنی و صنعتی ایران هنوز از سیستمهای ERP یکپارچه، MES و یا پلتفرمهای دیجیتال زنجیره تأمین استفاده نمیکنند. این امر منجر به جزیرهای شدن اطلاعات، تصمیمگیری کند و افزایش موجودی انبارها شده است.
به نظر میرسد باتدوین نقشه راه ملی معدن هوشمند تا پایان سال ۱۴۰۵، ایجاد پلتفرم ملی دادههای معدنی (مشابه پلتفرمهای استرالیا و کانادا)، و ارائه تسهیلات کمبهره برای اجرای پروژههای دیجیتالسازی تا سقف ۵۰۰ میلیارد تومان برای هر شرکت میتوان بر این مشکل هم فایق آمد.
بهرهوری یا حذف از نقشه رقابت جهانی – انتخابی که دیگر قابل تأخیر نیست
سخنرانی محمدمسعود سمیعینژاد، رئیس هیات عامل ایمیدرو، فراتر از یک ارائه معمول در همایش سالانه بود و یک سند استراتژیک اضطراری برای نجات دومین صنعت ارزآور کشور پس از نفت به شمار میرود. او با صراحتی کمسابقه اعلام کرد که تمام پیشفرضهای قدیمی رشد بخش معدن و صنایع معدنی ایران – انرژی ارزان، دسترسی نامحدود به منابع زیرزمینی، نیروی کار فراوان و ارزان، و بازارهای صادراتی بیرقیب – یکبهیک در حال فروپاشی هستند. آنچه باقی مانده، تنها یک متغیر است: بهرهوری.
یا ما در پنج سال آینده (تا پایان برنامه هفتم توسعه) یک جهش تاریخی در بهرهوری کل عوامل تولید (TFP) در این بخش ایجاد میکنیم، یا به تدریج به یک صنعت حاشیهای، کمبازده و کاملاً وابسته به خامفروشی تبدیل خواهیم شد.
رشد ۱۳ درصدی که در برنامه هفتم برای بخش معدن و صنایع معدنی هدفگذاری شده، یک آرزوی خوشبینانه یا شعار تبلیغاتی نیست؛ یک الزام بقا است. بدون این رشد، نه تنها اهداف سند چشمانداز ۱۴۰۴ (تولید ۵۵ میلیون تن فولاد و حضور در جمع ۱۰ کشور برتر معدنی جهان) به کلی از دست میرود، بلکه حتی حفظ وضعیت موجود هم غیرممکن خواهد شد.
رقبای منطقهای ایران خواب نماندهاند: ترکیه تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت فولاد خود را به ۷۰ میلیون تن میرساند، قطر و عمان در حال تبدیل شدن به هاب آلومینیوم و فولاد سبز خاورمیانه هستند، عربستان با ۳۲ میلیارد دلار سرمایهگذاری در معدن تا سال ۲۰۳۰ قصد دارد ۱۰ درصد درآمد غیرنفتی خود را از این بخش تأمین کند، و حتی امارات در حال راهاندازی صندوق sovereign معدنی ۵۰ میلیارد دلاری است. در این میان، ایران با اتکا به روشهای چهل سال پیش، ماشینآلات فرسوده، تحقیق و توسعه نزدیک به صفر و نیروی انسانی در حال مهاجرت، در خطر سقوط از رتبه چهاردهم به زیر رتبه سیام جهان در ارزش افزوده معدنی تا پایان دهه جاری قرار دارد.
شش مانع اصلی که سمیعینژاد برشمرد، در واقع شش حلقه از یک زنجیر مرگبار هستند که اگر نشکند، کل زنجیره ارزش معدن و صنایع معدنی ایران را خفه خواهد کرد:
۱. فرسودگی ناوگان و تجهیزات → افزایش هزینه تمامشده تا ۴۰ درصد بالاتر از رقبا ۲. هدررفت انرژی → از دست رفتن آخرین مزیت نسبی ایران ۳. اکتشاف سنتی و پرباطله → نابودی سرمایههای ملی زیرزمینی قبل از استخراج ۴. کمبود و مهاجرت نیروی متخصص → مرگ تدریجی دانش فنی انباشتهشده دهههای گذشته ۵. مرگ تحقیق و توسعه → تبدیل شدن به مصرفکننده صرف تکنولوژی دیگران ۶. جزیرهای بودن اطلاعات و فقدان دیجیتالسازی → تصمیمگیری کُند و پرهزینه در جهانی که با سرعت نور حرکت میکند
ترکیب این شش عامل، بهرهوری کل عوامل تولید (TFP) در بخش معدن ایران را به کمتر از یکسوم میانگین کشورهای OECD رسانده است. این یعنی ما با سه برابر نیروی انسانی، دو برابر انرژی و پنج برابر باطله، تنها یکسوم خروجی کشورهای پیشرو را تولید میکنیم. ادامه این روند، به معنای آن است که حتی با کشف ۱۰۰ میلیارد تن ذخیره جدید (که بسیار بعید است)، باز هم نمیتوانیم ارزش اقتصادی قابل قبولی خلق کنیم.
اما خبر خوب این است که راه برونرفت وجود دارد و کاملاً مشخص است. پیشنهادهای عملی ارائهشده توسط رئیس ایمیدرو – از صندوق نوسازی ماشینآلات و الزام قانونی یک درصد فروش به R&D گرفته تا آکادمی تخصصی معدن، پلتفرم ملی دادههای اکتشافی و رتبهبندی سبز شرکتها – مجموعهای منسجم، قابل اجرا و قابل اندازهگیری است که اگر از همین امروز با جدیت پیگیری شود، میتواند ایران را نه تنها به هدف ۱۳ درصد رشد برساند، بلکه در افق ۱۴۱۰ به جرگه کشورهای پیشرو در بهرهوری معدنی وارد کند.
زمان اما به سرعت در حال اتمام است. هر ماه تأخیر در اجرای این سیاستها، یعنی از دست رفتن صدها میلیون دلار فرصت صادراتی، فرار دهها مهندس نخبه و فرسودگی بیشتر هزاران میلیارد تومان دارایی ثابت. بخش معدن و صنایع معدنی ایران در یک دو راهی تاریخی قرار گرفته است: یا در پنج سال آینده بزرگترین تحول ساختاری خود پس از انقلاب را تجربه میکند و به یک صنعت مدرن، هوشمند، سبز و رقابتی تبدیل میشود، یا به تدریج به یک موزه صنعتی از ماشینآلات مستهلک و کارخانههای کمبازده تبدیل خواهد شد که تنها خاطرهای از شکوه گذشته را در ذهن باقی میگذارد.
انتخاب با مدیران عامل شرکتهای بزرگ، با سیاستگذاران وزارت صمت، با بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه، و در نهایت با خود معدنداران است. بهرهوری دیگر یک گزینه نیست؛ تنها راه نجات است.



